|
|
|
|
|
دوستان عزیز برای ما بنویسید که چند اسب را در این تصویر میتوانید پیدا کنید .
|
||
|
|
|
|
|
خوانندگان محترم : آدرسی که در زیر معرفی میگردد ، آدرس وبلاگ یکی از دوستان با نام آقا سینا میباشد . این وبلاگ پر محتوایی است و امیدوارم کمال استفاده را بنمائید . با تشکر طهماسب آبرین آدرس وبلاگ به قرار زیر است : www.p30-seven.blogfa.com با تشکر : طهماسب آبرین |
||
|
|
|
|
|
خوانندگان محترم وبلاگ طبق وعده ای که مدتها پیش صورت گرفته بود ، قرار بود که طی یک نظر سنجی عمومی از شما بخواهیم تا پیشنهاد کنید که چه بخشهایی در وبلاگ باشد تا در درجه یکم کسانی که به مطالب خاصی علاقه مند هستند امکان پیگیری داشته باشند و در درجه دوم بخشهای پیشنهادی با توالی زمانی مشخص درج گردند تا باز هم خوانندگان محترم بتوانند طبق برنامه زمانی بدنبال مطالب مورد علاقه خود باشند . حال این وعده عملی گشته و تصمیم داریم تا آخر فروردین ماه سال 88 یعنی تا 1388/1/31 به عزیزان فرصت دهیم که بخشهای پیشنهادی خود را ارائه دهند . البته به نظراتی که بعد از این تاریخ ارائه شوند و بتوانند آراء قابل توجهی به خود اختصاص دهند ، نیز ترتیب اثر داده خواهد شد . لذا خواهشمندم که تا فرصت مقرر نظرات خود را در اختیار این حقیر قرار دهید ، که بعد از این تاریخ یکبار دیگر وقت عزیزان را برای رای گیری مجدد نگیریم . از نظرات شما عزیزان چه به صورت انتقاد و چه راهنمایی در هر صورت استقبال میگردد . برای همکاریتان صمیمانه متشکرم . دست حق نگهدارتان |
||
|
|
|
|
|
به نام حق و حقیقت مطلبی که اینبار به آن میپردازم قانون است و در مقابلش فرار از قانون . آیا این مطلب برای ما هیچ اهمیتی دارد که چرا وقتی نوبت به این میرسد که قانون باید برای ما اجرا شود ما خود از همه قانونمند تر هستیم ، ولی خدا نکند که قرار باشد این قانون زبان بسته برای این و آن اجرا شود . چرا هر وقت به دیگران برای انجام کارهای خطایشان به آنها گوش زد میشود آنها همیشه ادعا بر این دارند که ما با دیگران فرق داریم. شنفتن اینکه آنها فرق دارند معمولاًً از هزاران بدو بیراه بدتر است و شاید واقعاً انها خونشان رنگین تر است و ما خبر نداریم . اما واقعاً جای بسیار تاسف دارد . ما که ادعای فرهنگ چند هزار ساله داریم باور کنید در بدیهیات زندگی خود مشکل داریم . آیا تا بحال از دهان مسافرانی که از کشورهای دیگر میایند و ناگهان به هیاهوی مثلاً تهران میرسند حال و اوضاع زمان رسیدنشان را شنیده اید . من به شخصه حالشان را میفهمم . باور کنید چنان احساس انزجار از اینهمه هیاهو به آدم بدست میدهد که ترجیح میداد به هر قیمتی به جای اولش برگردد . معضلات فرهنگی ما یکی دو تا نیست و هیچ کس هم حاضر نیست به آنها فکر کند و حتی این مشکلات قابل دسته بندی نیست . آیا تا بحال شده به چشم خود ببینید خوانواده هایی را که به نان شب محتاجند . دیدن اینکه خونواده ای چشم براه نان آور خود که تازه فکر میکنید مثلاً کیست ، یک پسر بچه 10 یا 12 ساله که تازه وقتی با شکمهای گرسنه میبینند نان آورشان با دست خالی برگشته است ، فقط یک لحظه و در تمام عمرتان یک لحظه خود را جای آنها بگذارید . بله امشب هم باید سنگ به شکم ببندند . اما خیلی ها هم جواب میدهند ما چرا کمک کنیم ، بعضی ها پولشان از پارو بالا میرود . جواب شما را من میدهم اگر آنها حس بخشش در وجودشان بود اینهمه پول جمع نمیکردند . آیا این درد نیست که بعضی ها برای اینکه نشان دهند چه میخورند بقیه پیتزا یا هر غذای دیگر که مخصوصاً هم از بیرون سفارش دادند را در زباله های خود میگذارند که آنوقت رفتگر محل آنهم یواشکی آن غذا ها را بردارد و برود امشبش را با این غذا ها جشن بگیرد . حال شمایی که به لطف خدا دستتان به دهنتان میرسد خودتان بگردید و افراد بی بضاعت افرادی که رویشان نمیشود به موسسات خیریه رجوع کنند ، بله بگردید و پیدا کنید و لذت کمک کردن را که میدانم چشمانتان را از اشک سیراب میکند را تجربه کنید و ببینید آیا لذتی را در دنیا از این بالاتر می یابید . بروید و خودتان امتحان کنید |
||
|
|
|
|
|
خوانندگان محترم وبلاگ : از اینکه مدتهاست مطلب جدیدی برای وبلاگ ننوشته ام ابراز تاسف میکنم و میدانم که حتی چندی از خوانندگان ثابت خود را از دست داده ام. اما مطلبی که بیشتر جای تاسف من است این است که یک تصویر در وبلاگم فیلتر شده است . این تصویر نقاش بزرگ اورود میباشد که برای طرح یک سوال در وبلاگ قرار گرفته بود . من شخصاً سوالم اینجاست که همه مردم ایران میدانند ما برای بدست آوردن آزادی چه چیزهای با ارزشیمان را از دست دادیم و حال اینکه من بهیچ عنوان عملی خلاف قوانین سایت مرتکب نشده ام و این تصویر نه جنبه سیاسی دارد و نه بدآموزی و نه توهین به کسی میباشد ، حال آنکه خود مستحضرید سایتهای با چند میلیون عضو که خود منهم عضو این سایتها هستم چه مطالبی درج میکنند . من هیچگونه اعتراضی ندارم که آنها چه چیز در سایتشان وجود دارد ، اما خوانندگان عزیز قضاوت با شما و با کسانی که تصویر وبلاگ من و خیلی چیزهای دیگر را فیلتر میکنند ،آیا بواقع عکس یک نقاش معروف بیشتر آسیب به فرهنگ جامعه ما میزند یا عکسها و تصاویر و مطالب مستحجن و یا آهنگهای بروز خواننده های آنور آبی و یا ................ اینجور چیزها آسیب بیشتر به فرهنگ ما میزند . من به شخصه از آزادی حمایت میکنم اما چطور آنها آنقدر آزادند که سایتهایشان به این شکل است آنوقت یک تصویر که واقعاً نه مشکل سیاسی دارد و نه غیره آنهم در وبلاگی که اصلاً معلوم نیست چند خواننده دارد ، واقعاً چرا باید اینگونه باشد . تازه جالبتر آنکه این تصویر نزدیک به یکسال در وبلاگ نمایش داده شده بود ، حالا چطور شد که در این 2 یا 3 ماهه مشکل پیدا کرد . هم قضاوت را به شما واگذار میکنم و هم از مدیر سایت میخواهم منصفانه با این مسئله بر خورد شود . |
||
|
|
|
|
|
دکترین / آیین سیاسی / آموزه Doctrine از واژه لاتینی Doctrina پدید آمده است . دکترین ، نظریه و تعالیمی علمی ، فلسفی ، سیاسی ، مذهبی و مجموعه ای از نظامهای فکری است که مبتنی بر اصول معینی باشد . دکترین ، نوعی از جهان بینی است که برنامه های سیاسی بر اساس آن پایه و بنیاد گرفته باشد . دکترین همچنین به تنظیم اصولی که بر طبق آن دولتها مشی خود را ، به ویژه در روابط بین المللی تعیین می کنند ، اطلاق می شود . اصطلاح دکترینر Doctrinaire به شخصی گفته می شود که از دکترین معینی حمایت و پشتیبانی می کند . در زبان فارسی (( دکترین )) را آیین سیاسی و یا آموزه می گویند . دکترین اطاعت کورکورانه Doctrine of Passive Obediencce ریشه های این اصطلاح به دوران حاکمیت نظریه (( حق الهی پادشاهان )) باز می گردد که به موجب آن سرپیچی و عدم اطاعت از فرامین پادشاه در حکم ارتکاب یک گناه بزرگ و نابخشودنی به شمار میرفت . نظریه مزبور در دوران سلطنت چارلز اول ( ۱۶۴۹ ـ ۱۶۲۵ ) توسط کشیشهای انگلیسی اشاعه یافت . دکترین یک لیوان آب One Glass of Water Doctrine این دکترین پس از پیروزی انقلابیون روس ، به وسیله لنین ابراز شد . بر اساس این عقیده ، یک کمونیست بایستی به مسائل جنسی آنطور نگاه کند که گویا اهمیتی بیش از یک لیوان آب ندارد . کمونیستهای انقلابی در طول مراحل اولیه انقلاب روسیه و انقلاب چین به این امر معتقد بودند . این آیین در چین ، قانون (( پئی ـ شوئی ـ چو ـ ای )) نام دارد ، و چینی ها به آن اعتقاد دارند . انقلابیون کمونیست در دنیای غرب ، عقیده ای به این دکترین ندارند .
بر گرفته از فرهنگ سیاسی آرش نوشته غلامرضا علی بابایی |
||
|
|
|
|
|
پند لقمان حکیم به فرزند ای جان فرزند دو چیز را هرگز فراموش نکن : ۱ ـ خدا را و امّا به مجلسی وارد شدی زبان نگهدار به سفره ای وارد شدی شکم نگهدار به خانه ای وارد شدی چشم نگهدار و به نماز ایستادی دل نگهدار دو چیز را همیشه فراموش کن : ۱ ـ به کسی خوبی کردی ۲ ـ کسی به تو بدی کرد |
||
|
|
|
|
خواننده محترم این کاریکاتور اثر معرو ف اورود بزرگ میباشد . برای ما بنویسید که چرا این اثر این همه مخاطب را به خود جلب کرده و چه نکته ای در آن نهفته است . |
||
|
|
|
|
|
آنکس که بداند و بداند که بداند اسب کهر خویش از گنبد گردان بجهاند آنکس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابد دهر بماند خواننده محترم این شعر بیت سومش از قلم افتاده که مصرع اول آن چنین است : آنکس که بداند و نداند که بداند ............ شما خواننده عزیز که مصرع دوم بیت سوم را کامل کنید و در ضمن علاوه بر پیدا کردن نام شاعر این شعر و شعری که در ذیل افزوده می شود یعنی در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه مشو غرِِّه به امروزت که از فردا نیاگه با عنوان شعرای هر دو شعر و یافتن مصرع مذکور بالا ، می توانید از ما ۱۰ ساعت کارت مجانی اینترنت دریافت کنید . خواهشمند است کسانی که پاسخ درست و دقیق را میدانند حتماْ ایمیل آدرس خود را در نظرات و پاسخها منعکس نمایند . با تشکر مدیریت وبلاگ |
||
|
|
|
|
|
یاد آنروز که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم قصد آن نداریم که به تاریخچه این بازی جذاب و مهیج که امروزه کاملا بصورت حرفه ای و یک علم تخصصی درآمده ، بپردازیم اما در بسیاری از کتب شطرنج مهد این بازی را کشور هندوستان و در برخی از کتب نیز ایران را به عنوان پدیدآورنده آن معرفی کرده اند که البته شکل اولیه آن با امروز مقداری تفاوت داشته است . اما داستانی در مورد این بازی نقل شده که بیان آن خالی از لطف نیست . در زمان یکی از سلاطین یک کشاورز که خود این بازی را می دانسته ، در قبال کاری که آن پادشاه برایش انجام داده بوده این بازی را به پادشاه پیشنهاد میکند و پادشاه هم با پذیرفتن یادگیری آن شروع به یاد گرفتن می کند . پس از اتمام آموزش وقتی جذابیت بازی در او اثر می کند به کشاورز می گوید تا هر خواسته ای دارد او برایش اجابت کند . کشاورز خواسته به ظاهر ساده ای را مطرح می کند و آن این بود که با در نظر گرفتن صفحه شطرنج اگر در خانه اول ۱ دانه گندم ، در خانه دوم ۲ دانه گندم ، در خانه سوم ۴ دانه گندم ، در خانه چهارم ۸ دانه گندم و .... به همین ترتیب تا آخر که تمام خانه های صفحه شطرنج کامل شود به کشاورز دانه گندم بدهند . در ابتدا همان طور که اشاره شد قضیه ساده بنظر می آمد و پادشاه تقاضای کشاورز را بسرعت پذیرفت اما بعد از محاسبات دانشمندان و مورخان نزدیک پادشاه معلوم شد که اگر قرار باشد این اندازه گندم را به کشاورز بدهند این مقدار گندم سیلویی به قطر چند متر اما به ارتفاع تا کره ماه لازم دارد و گندم چندین سال آینده آن کشور را باید به او بدهند . از نظر عددی این مقدار برابر با عدد ۲ به توان ۶۳ است منهای ۱ یعنی ۱ـ ۲۶۳ می شود . این عدد برابر ۹۲۲۳۳۷۲۰۳۶۸۵۴۷۷۵۸۰۷ دانه گندم می شود . اما بحث اصلی یعنی آموزش شطرنج . بطور کلی بازی شطرنج شامل سه قسمت اصلی است : شروع بازی یعنی قسمت ( OPENING GAME ) ، وسط بازی یعنی ( MIDDLE GAME ) ، و آخر بازی یعنی قسمت ( END GAME ) . بخشهای دیگر بازی نیز شامل مرحله انتقال شروع بازی به وسط بازی و همچنین مرحله انتقال وسط بازی به آخر بازی می باشند که شاید بنظر خیلی با اهمیت نرسند اما برای بازیکنان حرفه ای این مراحل هم مانند بخشهای اصلی می باشد ، چون همانند پل ارتباطی سه بخش اصلی می باشند . در بین این سه بخش ، بخش وسط بازی اگرچه مانند دو قسمت دیگر دارای حالتهای استاندارد و به تبع آن دارای آموزش استاندارد و قالبهای استاندارد نمی باشد ، اما اصولی در این بین وجود دارند که با پیاده کردن بازی اساتید بزرگ و تمرین و ممارست بسیار می توان به آنها دست یافت . آموزش در اینجا از مرحله شروع بازی به همراه بیان اصول و قواعد لازم در مورد گشایش بازی آغاز میشود که بدلیل طولانی شدن مطلب در وبلاگ و ادامه طولانی آن ، بقیه مطالب در قسمتهای آینده بعرض می رسد . ......... |
||
|
|
|
|
|
خدایا تکیه بر لطف تو کردم بجز لطفت ندارم تکیه گاهی اگر نویسندگی رابه معنی عمل کسی که می نویسد ، بگیریم ، هر کس را که بنویسد اگر چه نوشته او فهرست خرج خانه یا دفتر حساب مغازه اش باشد ، نویسنده باید خواند . اما در اصطلاح ، این گونه افراد نویسنده خوانده نمی شوند . نویسنده کسی را می گویند که مطالبی در ذهن دارد و آن معانی را به طریقی که همه به خواندن نوشته او رغبت کنند و از آن لذت یا سود برند ، می نویسد . نویسند گی وسیله بیان افکار و احساسات در قالب الفاظ و کلمات درست و دلنشین است ، به صورتی که خواننده بتواند بدون زحمت و به سهولت آنرا درک نماید و مقصود نویسنده حاصل شود . خواه نگارش را یکی از فنون ادبی بشماریم و خواه هنر زیبا نوشتن بدانیم در همه حال وسیله برقرار کردن ارتباط معنوی بین نویسنده و خواننده است . نویسنده تنها برای خود نمی نویسد ، یک نویسنده توانا و چیره دست و هنرمند ، با روح و فکر انسانها سر و کار دارد ولی زیاده نویسی و پرگویی یکی از معایب بسیاری از مؤلفان است. این عده گمان می کنند که هر چه در چنته دارند باید بدون سبک و سنگین کردن در اختیار خواننده نهند و این خلاف یکی از اولین اصول نویسندگی یعنی کم گویی و گزیده گویی است . این که مؤلف دقیقاً بداند مطالب را چگونه بیان کند بی آنکه پرگویی و تکرار کرده باشد خود هنری است . قاعده ای که هر مؤلف در این مورد باید نصب العین خود سازد این است که در مورد هر قسمت از کتاب و هر صفحه و بلکه هر کلمه ای که نوشته است ، از خود بپرسد ، اگر این قسمت حذف شود چه می شود ؟ آیا لطمه ای به اصل موضوع می زند یا نه ؟ اگر نمی زند و بدون آن کلمات خواننده باز قادر است که مطلب را درک کند ، مؤلف باید آنرا حذف کند . اگر چه برای همه نویسند گان ، صفات و خصوصیات واحد و مشخصی نمی توان ذکر کرد ، اما می توان گفت : نویسنده مسئول و معتقد ، دردی و انگیزه ای برای نوشتن دارد و هدفی عالی و والا را در نوشته خود دنبال می کند و هرگز از جاده حق و حقیقت دور نمی شود و قلم خود را به مسائل بی ارزش مانند پول و مقام نمی فروشد و مطامع شخصی را بر مصالح و منافع عمومی بر نمی گزیند . نصب العین : یعنی همواره در نظر داشتن یا به اصطلاح آویزه گوش کردن |
||
|
|
|
|
|
خوانندگان محترم : قرار است درتاریخ معین از طریق نظر خواهی از شما در مورد اینکه وبلاگ دارای چه بخشهائی باشد نظر سنجی به عمل آید . این تاریخ متعاقبا اعلام خواهد شد . خواهشمندیم حتما با نظرات خود در بهینه بودن هر چه بیشتر وبلاگ ما را مستفیض نمائید . |
||
|
|
|
|
|
از خوانندگان محترم وبلاگ تقاضا میشود هرگونه آموزش تخصصی که علاقه به افزودن آنها به مطالب وبلاگ را با رضایت کامل خود دارند را به آدرس وبلاگ یعنی ارسال فرمایند |
||
|
|
|
|
|
به نام آنکه جان را فکرت آموخت همواره در نظر داشته باشید که برای هر بار که عبادت خداوند را به جای می آورید ،خداوند به شما پاداشی عنایت می کند . آن پاداش این است : انرژی احیا . بدین معنی که هر بار که خداوند را عبادت می کنید به شما انرژی اهدا می کند که به جز آنکه به شما آرامش روحی میدهد شما را آماده تر می کند که به امور جاری زندگیتان بپردازید.در واقع این انرژی لازم برای طی مسیر زندگی است که خداوند به شما پاداش میدهد . این تنها یک ایده آل فکری نیست بلکه هرگاه و هربار که آنرا جامه عمل بپوشانید و به آن فعلیت می بخشید نتیجه را بلافاصله دریافت می کنید . اگر حتی این عقیده را شعار هم بدانید حسن آن این است که خاصیت تلقین دارد ، که خود تلقین مثبت هم مجددا به شما انرژی خواهد داد . پس همواره عبادت کنید و نتیجه آن را دریافت کنید . یادآوری میشود که عبادت تنها نماز حواندن نیست ، بسیاری از اعمال نیک انسانها از جمله علم اندوزی در راه خدمت به بندگان خدا عبادت است . و مهمتر آنکه اگر این عبادت با خلوص نیت و واقعی و با حضور قلب باشد ، آنگاه انرژی مضاعف دریافت خواهید کرد . و باز هم این از نعمات الهی است . |
||
|
|
|
|
|
به نام حق و حقیقت این مطلب که از این به بعد تحت همین عنوان به وبلاگ افزوده می شود ، اولین قسمت آن است . هموطن گرامی ، ای ایرانی ای آسیایی ای زمینی و ای انسان همواره حق را بگوئید و همواره بر اساس حق عمل کنید . منافع دنیوی نه اینکه اهمیت ندارند اما این را در نظر بگیرید که اگر میلیاردها پول و ثروت داشته باشید اما خدای ناکرده به بیماری لا علاج گرفتار شوید ، داشتن یک فرزند که آنهم مال خودتان باشد و فرزند خوانده تان نباشد ، اگر خدای ناکرده در حق کسی بدی کرده اید که حالا آن شخص در این دنیا نیست و همیشه حصرت آن را دارید که ایکاش بود و جبران مافات میکردم و ...... همه اینها مسائلی هستند که ما نه با پول و نه با دیگر مادیات نمی توانیم آنها را حتی مقطعی حل کنیم . شاید کمتر کسی باشد که به مادیات اهمیت ندهد . مادیات اهمیت دارند زیرا به این خاطر که بگوئیم " برای من آن دنیا مهم است " و بیائیم چوب حراج به همه زندگیمان زده و تهایتاْ خود نیازمند شویم به عقل سلیم کسی خطور نکرده و نخواهد کرد مگر آنکه به اصطلاح ما ایرانی ها بیش از اندازه درویش مسلک باشد . از قدیم همیشه در موضوع انشاء هایی که می گفتند ـ علم بهتر است یا ثروت ـ این را باید متذکر شد که هیچکدام بد نیستند و هر دم هم با هم خیلی خوبند . چرا ما عادت داریم همه چیز را یا کاملاْ سیاه سیاه ببینیم و یا سفید سفید . بیایید عادت کنیم که خاکستری هم می توان دید . ما خیلی از چیزها را در کنار هم می توانیم داشته باشیم . اینها شعار نیست و عمل به آنها نیز تظاهر نخواهد بود . فقط کافیست یک نقطه شروع ایجاد کنیم . مدتهاست که دیگر یادمان رفته آخر شب و قبل از خواب اعمال و رفتار خوب و بد خود را بسنجیم . قرار نیست کسی ما را محاکمه کند . اما خودمان قاضی خود باشیم . چرا اگر کسی در خیابان به اصطلاح دوبله یا سوبله با ماشینش متوقف شده ما به خود حق می دهیم با صدای مکرر و گوشخراش بوق ماشینمان به اصطلاح وی را متنبه کنیم ، اما نوبت به خودمان که میرسد بهانه می اوریم که این یک دفعه است و یا یک دقیقه کار دارم و دهها جور بهانه دیگر .چه طور برای دیگران جرم است به ما که می رسد خیر؟ خطا در هر صورت خطاست . بیاییم واقعاْ هر چه برای خود می پسندیم برای دیگران هم همینطور و هر چه برای دیگران و همسایه و غیره نادرست و زشت به شمار می رود برای ما هم هست . اگر میخواهیم حق در موردمان رعایت شود از خودمان شروع کنیم و حق را رعایت کنیم . ادامه دارد ............................. |
||
|
|
|
|
|
خواننده محترم وبلاگ : با اینکه این وبلاگ در بدو تاسیس می باشد خواشمندیم از همین ابتدا به خواندن مطالب بپردازید حتی به صورت کم کم . شما خواننده محترم به هر طریقی که با این وبلاگ آشنایی پیدا می کنید در نظر داشته باشید که بسیاری از مطالب بصورت دنباله دار و سریالی اضافه می گردند بنابراین به صورت دنباله دار هم خوانده می شوند . خواهشمندیم حتماْ با نظرات ارزشمندتان ما را در ادامه مسیر یاری فرمائید . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/22ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط طهماسب آبرین
|
||
|
|
|
|
|
به نام حق و حقیقت دلا یاران سه قسمند ار بدانی زبانیند و نانیند و جانی به نانی نان بده از در برانش محبت کن به یاران زبانی ولیکن یار جانی را نگهدار به جانش جان بده تا می توانی
از : خواجه عبدالله انصاری |
||